جمال رضايى

82

بيرجندنامه ( فارسى )

« ده » داشته است . اين محلّه يكى از سه محلّهء بزرگ و قديمى بيرجند بود و هست كه در غرب محلّهء خواجه‌ها و شرق كوچهء « مدرسهء طلّاب » قرار دارد و آب قصبه از ميان ميدانى وسط اين محلّه مىگذشت . اين ميدانى در حقيقت ميدان مركزى شهر آن روز به‌شمار مىآمد و چون در چهارگوشهء ميدان چهار درخت نارون كهنسال وجود داشت به آن ميدان « چهاردرخت » هم مىگفتند . نام قديمىتر اين محلّه و ميدان آن « سر آب ميان ده » بود كه هنوز هم فراموش نشده است . 20 - 1 - محلّهء سرپشته ( ملّى سرپشته malley sor poste ) : يكى از مرتفع‌ترين محلّه‌هاى شهر به اين نام معروف بود و هنوز هم شهرت دارد . اين محلّه كه بر روى پشته و شيب شمالى آن‌كه به بازار منتهى مىشود واقع بود محلّ سكونت بازاريان سرشناس و برخى پيشه‌وران بوده است . چنين مىنمايد كه ساكنان اوليهء اين پشته و محلّه « پوّزار powzar » « 1 » دوز بوده‌اند چون به آن « سرپشته پوزار دوزان » هم گفته مىشد . 21 - 1 - محلّهء سرده ( ملّى سردا malley sor de ) : اين محلّه ، محلّهء شرقى از سه محلّهء قديمى شهر است و چنان‌كه از نام آن برمىآيد متعلّق به زمانى است كه بيرجند هنوز « ده » بوده است . اين محلّه بسيار بزرگ بود و از شرقىترين نقطهء شهر تا « ميان ده » را دربر مىگرفت و محلّات متعدّد كوچكترى در آن وجود داشت . 22 - 1 - محلّهء سر قبرستان ( ملّى سُرقبرستا [ ن ] malley sor qabresto [ n ] ) : اين محلّه در جنوب « قبرستان كهنهء » شهر واقع بود و هنوز باقى است و چند كوچه از آن به قبرستان منتهى مىشد كه برخى از آن‌ها هنوز وجود دارد . اين محلّه تقريبا فقيرنشين و خانه‌هاى آن بيشتر كوچك و متراكم بود . 23 - 1 - محلّهء سر قبرستان غريبان ( ملّى سر قبرستان قريبا [ ن ] malley sor qabreston qabresto [ n ] ) : در شيب شمالى تپّهء شهر و در جنوب شرقى بازار محلّه‌اى وجود داشت كه به اين نام خوانده مىشد و بسيار معروف بود . اين محلّه پيش از آن‌كه مسكونى شود گورستانى بوده كه

--> ( 1 ) . « پوّزار » تلفّظ گويشى واژهء « پاافزار » است و در خود زبان فارسى هم با اين تلفّظ آمده و ضبط شده است . « پوّزار » بيشتر به كفش‌هاى كلفت و ضخيم روستاييان گفته مىشود .